تبلیغات
شیدا 95 - ​سیزدهمین نشست «سروچمان» با «کاخ سعدآبادی» به پایان رسید

​سیزدهمین نشست «سروچمان» با «کاخ سعدآبادی» به پایان رسید

جمعه 5 آذر 1395 12:36 ق.ظ

 

​سیزدهمین نشست «سروچمان» با «کاخ سعدآبادی» به پایان رسید

  • ​سیزدهمین نشست «سروچمان» با «کاخ سعدآبادی» به پایان رسید
    به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای سرو، سیزدهمین نشست ماهانه «سرو چمان» با اجرای سعید بیابانکی و علیرضا لبش با حضور شاعرانی مانند محمد سعید میرزایی، ابراهیم اسماعیلی اراضی، راهله معماریان، محمد جواد آسمان، سید امیر سادات موسوی و مجید سعدآبادی در فرهنگسرای سرو برگزار شد.

    اسماعیلی اراضی شاعر نام آشنای اصفهانی نخستین شاعری بود كه به شعرخوانی پرداخت. او دو غزل با حال و هوای شهر پدریش خواند:

    که زنده‌رود کنارت کمی قدم بزند
    شب تو را به بلندای خود رقم بزند
    که (آمدی) همه‌ی شهر را دچار کند‌‌
    که می‌روی همه‌ی قصه را به هم بزند
    که عاشقی در بازار پیر نقش‌جهان‌
    دوباره بنشیند عشق را قلم بزند
     که اصفهان بشود دستگاهی از آواز‌
    که یک نفر هی مضراب زیر و بم بزند
    که راز گنبد فیروزه‌فام مسجد شاه
    به جان اسلیمی طرح پیچ و خم بزند
    که پیچ و خم به تن تاک‌ها بپیچد و بعد
    خمار جلفا را در شراب هم بزند
    که کوچه‌ها همه پست و بلندتر که شدند
    هوای او در این پیچ و تاب دم بزند
    که باز هم سکری قهوه‌ای نگاه تو را
    بگیرد و چشمی بی‌قرار نم بزند
    که شیر سنگی خواجو تو را اسیر کند
    به شور و حال شبی دور رنگ غم بزند
    که حلقه‌ای در انگشت زنده‌رود کنی
    که زنده‌رود کنارت کمی قدم بزند
     
    محمد جواد آسمان نیز شاعر دیگری بود كه یكی از غزل‌های جدید خود را خواند كه بخشی از آن را در ادامه می‌خوانید:

    واکردگارا چند بار دیگر امتحان دهم با برگزیدگانت
    چند دور دیگر، چند نوبت آخر، تا فرو نیافتم چون رسیدگانت
    از بهشت کنعان ای پدر برانم آغ کن مرا هم چون برادرانم
    چند پیراهن آه تا مرا ببینی تا برآید از چاه نور دیدگانت
     
    راهله معماریان هم دو غزل و یک ترانه خواند که غزل پیش‌رو از جدیدترین آثار اوست:

    عشق کن انداختی ما را به دنبال خودت
    سوی خود خواندی و رفتی سوی اقبال خودت
    من دلی آزاد در این سینه پروردم ولی
    عاقبت آن را درآوردی به اشغال خودت
    دل رها کردم سراغ هلم دین رفتم، چه شد؟
    شیخ با من گفت رو دنبال امثال خودت
    حوزه علمیه جای سالکان خسته نیست
    شاعر و این حوزه حاشا؛ باش در کار خودت
    شعرهای ما سراسر «ذره خیر یره»
    باش ای افیون زده در بند مثقال خودت
    سرورم باید ببخشی از تو می‌ترسم کمی
    بزدلم خواندی ندیدی یال و کوپال خودت
    بارالها گرجه ما از فعل مردم خسته‌ایم
    باز می‌بینمشان در بند افعال خودت
    کارها کردند در سبک و سیاق آدمی
    کارها کردی خداوندا به منوال خودت
    نقد عمرم زندگی این مال باد آورده را
    واستان از ما و بگذارش پر شال خودت
    روزگارم را به نامت می‌زنم، دستت درست
    روزگارم را عوض کن هر چه شد مال خودت

    اما بخش مهم سیزدهمین نشست به معرفی مجموعه شعر «كاخ سعدآبادی» اثر مجید سعدآبادی اختصاص داشت.

    وی درباره تازه‌ترین اثرش گفت: این كتاب بیش از هر چیز برای من نوعی پژوهش بود، این موجودات بخشی از تاریخ و فرهنگ ما هستند كه متاسفانه سال‌هاست خبری از آنها در ادبیات ما به ویژه اشعار شاعران جوان نیست.

    سعدآبادی در پاسخ به این سوال كه در نگارش این كتاب تا چه حد از آثاری مانند «ترس و لرز» غلامحسین ساعدی وام گرفته، گفت: بیشتر تحقیقات من از میان مردم كوچه و بازار بود، به سراغ آثار هنری نرفتم چون نمی‌خواستم تحت‌تاثیر اثری قرار بگیرم.

    سعد‌آبادی در ادامه چند شعر از كتاب خود را خواند كه بحشی از نخستین شعر این مجموعه را در ادامه می‌خوانید:

    حیاط خلوت
    با دو فرشته
    آب تنگ ماهی را عوض می‌كند
    بالكن با عزرائیل
    چند روزی است پدرم را زیر نظر گرفته
    و من
    در اتاق پذیرایی
    سر بچه جنی را گرم می‌كنم
    تا مادرش
    شناسنامه آتش را از ثبت احوال بگیرد
    قایم باشك بازی می كنیم
    من چشم می‌گذارم
    او با بِسْم الله قایم می‌شود
    او چشم می‌گذازد
    من با انالله

    همچنین در این مراسم سید امیرسادات موسوی، فرنگیس کردی و محمد حسین‌پور معصومی که در بین مهمانان محفل ادبی«‌سرو چمان‌» حضور داشتند، به شعرخوانی در مقابل استادان این حوزه پرداختند.

    در پایان مراسم شاعران به رسم یادگاری جمله‌ای روی تابلویی که با پوستر برنامه تهیه شده بود، نوشتند و در آخر عکس دسته‌جمعی انداختند.


برچسب ها: ​سیزدهمین ، نشست ، «سروچمان» ، با ، «کاخ ، سعدآبادی» ، به ،